جهان روشنایی و نور و دانایی
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوثبت نامورود
ارد بزرگ
http://s7.picofile.com/file/8256088818/123_logo_.jpg
المواضيع الأخيرة
» گزارش دو دیدار با بزرگترین فیلسوف جهان حکیم ارد بزرگ
من طرف بهزاد شیرازی 06.11.16 10:01

» حکیم ارد بزرگ از زبان دیگران (سونیا سلیمانی)
من طرف sonia_solimani 13.07.16 6:24

» حکیم ارد بزرگ و اقیانوس پهناور اندیشه هایش
من طرف sonia_solimani 05.04.16 14:04

» هرمزگان 784 درصد و کرمان 330 درصد بیشترین افزایش بارش را نسبت به سال گذشته داشته‌اند.
من طرف روزبه 26.11.15 17:45

» ناامیدی، هدیه دولت به سینماگران حامی اش
من طرف روزبه 24.11.15 19:45

كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 88 و در تاريخ 05.10.16 12:36 بوده است.
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
بهزاد شیرازی
 
ناهید
 
شهرزاد
 
نگار
 
shima
 
Bahman
 
mina
 
روزبه
 
سیروس
 
فرزانه
 
Affiliates

کمپین یک جمله به حکیم ارد بزرگ



شاطر | 
 

 آموزگار در فلسفه حکیم ارد بزرگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
shima
یاور انجمن
یاور انجمن
avatar

الجدي القرد
تعداد پستها : 198
امتیاز : 69645
سپاسگذاری از ایشان : 1255
تاریخ تولد : 1993-01-05
سن : 24

پستعنوان: آموزگار در فلسفه حکیم ارد بزرگ   18.09.11 10:29

آموزگار در فلسفه حکیم ارد بزرگ



پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان


ارد بزرگ میگوید: دانش آموزان، جوانه های برخواسته از وجود آموزگاران اند که با آسمانها می آمیزند و ریشه گاهشان همان خاک پر ارزش است.

یک آموزگار میتواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون کند

چو گویی که: “فامِ خرد توختم / همه هرچه بایستم آموختم”

یکی نغز بازی کند روزگار / که بنشاندت پیش آموزگار (حکیم ابوالقاسم فردوسی)

بارورگری از آسمانهاست. بارورشوندگی از زمین است، و از پیوند میان این دو است که انسان زاده میشود.

«در تاریخ دین، پیوند میان آسمان و زمین به عنوان نخستین اروسی سپند که خدایان نیز از آن پیروی میکنند ستوده شده است. (میرچاالیاده؛ رساله در تاریخ ادیان؛رویه 237)»

«اساطیر یونان و روم نیز بر همسری آسمان و زمین (اورانوس و گایا) گواهی میدهند (اساطیر یونان و روم؛سعید فاطمی؛رویه 17)»

«بر اساس اسطوره ی چینی آفرینش آسمانها و زمین از دو بن پارِ یانگ(نرینه؛اسمان) و یین(مادینه؛زمین) به هستی درآمده است و در پی این آمیزش انسان پدید میآید (اساطیر چین؛آنتونی کریستی رویه 73 تا 76)»

پیوند اسطوره ای میان آسمان و زمین به گونه ای استعاره ای در گفتار شاعران و اندیشه وران گیتی راه یافته است.

بزد نای رویین و بربست کوس / همی آسمان بر زمین داد بوس (شاهنامه)

از پیوند میان خاک اهورایی ایران، با اندیشه های آسمانی فرزانگانش، فرزندان این مرز و بوم زاده میشوند. فرزندانی که ریشه در خاک مام میهن دارند و بارورند از آن رو، که باران اندیشه ی ایرانی، یگانه، بر گیاه آنان میبارد. در این میان، بارورترینِ فرزندان، گیاهانی اند که آگاهانه رازی با آسمان دارند. نژادگانی از تبارِ ایران زمین که تخمه ی اهوراییِ اندیشه ی ایرانی را در زهدان خود میپرورند و از آن گلهایی میرویانند تا بدست ایشان، پایستگی کشور خویش را بر گیتی مُهر زنند.

این گیاهان، آموزگارانند که با گفتارشان، کشوری را دگرگونه میسازند.

جوانه های برخاسته از ساقه ی آموزگاران، زایایی خاک مادر خویش، ایران را نمایان میسازند. خاکی که همیشه بر وی رشک برده اند، و برای نابودیِ جوانه هایش با آسمان اندیشه اش نیز ستیزیده اند. ساقه های آموزگارش را درو کرده و بر خاکش نمک پاشیده اند. اما همیشه و همیشه، ایران چون سروهای روییده در خاکش پابرجا میماند.

کنت دو گوبینو میگوید: من به کسانی که تلاش دارند به این سرزمین یورش آورده و نابودش سازند، یک بار برای همیشه هشدار میدهم که ایران چون سنگی خارا، همه ی جنگها و تجزیه ها و گردنکشی های بیگانگان را پشت سر میگذارد و باز بر جا میماند. بیهوده کوشش نکنید. ایران ایرانست.

آیینهایی نیز هستند که کوشش میکنند گیاهان را با جوانه هایشان، بر فراز خاک و نه در میان خاک بپرورند.

گیتی را جایگاهی پست و تیره (دنی؛دنیا) میدانند و بر این باورند که رویش را میتوان در آسمانها، تنها با سوشرِ نرینه و بی پیوند با زمینِ مادینه بارور کرد. از این دسته اند، صوفیان و گیتی ناباوران. که زاینده نیستند، چرا که ریشه در خاک ندارند، که خاک چون مادر است و بی زهدان مادر، کدامین زایندگی، درنگِ آبستنی می یابد؟

پس بدانید و باور داشته باشید، آموزگارانی که اندیشه شان ریشه در خاک این مرز و بوم ندارد، یا ریشه در مرداب و لجنزار دارند که گیاهان مردابی میپرورند و یا بر سنگلاخ میرویند که بار و بر نخواهند یافت.

«روزی برزیگری برای بذرافشانی بیرون رفت. چون بذر میپاشید، برخی در راه افتاد و پرندگان آمدند و خوردند. برخی دیگر بر زمین سنگلاخ افتاد که خاک چندانی نداشت؛ پس زود سبز شد، چراکه خاک کم عمق بود. اما چون خورشید برآمد، سوخت و خشکید، زیرا ریشه نداشت. برخی میان خارها افتاد، خارها نمو کرده آنها را خفه کردند. اما باقی بذرها بر زمین نیکو افتاد و بار آورد؛ برخی صدها برابر، برخی شصت برابر و … (انجیل متی 13: 1-14)»

از این روست که :

در این میان سه گونه آموزگار داریم:

- آموزگار نیک

- آموزگار خام

- آموزگار بد

1. “آموزگار نیک”، ریشه هایی که از آن برآمده را نیک میفهمد، به همین شوند جوانه هایی که از وی میرویند، دانش آموزانی خواهند بود که سرافرازی میهن خویش در آینده را تضمین میکنند. چنین آموزگارانی، همانگونه که “اُرُد” به درستی می اندیشد، فرشتگانی آسمانی اند که با روشنی خویش، برای آیندگان شکوه به ارمغان می آورند:

آموزگار بالهای بزرگیست که دانش آموز را به فرای آنچه میداند، میبرد. آن “فرا” اگر روشنی باشد، دودمانهای آینده را شکوهی شگفت انگیز فراخواهد گرفت (اُرُد بزرگ)

آموزگار نیک، «بهترین خوشبختی برای او خواهد بود، برای دانایی که پیام راستین خوشبختی را بازگو کند، پیام زندگی رسایی و راستی و جاودانگی را (یسنا؛ هات 31 بند 6)»

چنین آموزگاری در پهنه ی ارزشهای جاودان و بی زمان، چون اورمزد دست به آفرینشی تا همیشه می زند. پروراندن دانش آموزانی از جنس راستی، کاریست سترگ که مگر آموزگاران راستین، کسی را سزاوار نیست.

2. “آموزگارِ خام”، آموزگاریست پیوند ناخورده و ناآشنا با اندیشه ها و ریشه های بر و بوم خویش. او با دانش اندک خویش نمیتواند به باروری فرهنگ خویش یاری رساند. گاهی هم شوربختانه پیش می آید که او از بن “زایندگی” را نمیفهمد. جوانه های وی، دانش آموزانی خواهند بود، که بی ریشگی و سرگردانی را از آموزنده ی خویش به برماند میگیرند. و صد افسوس به کشوری با چنین آموزگاران و دانش آموزان ناباروری:

یک آموزگار خام میتواند شاگردان خویش را برای همه ی زندگی سرگردان کند (اُرُد بزرگ)

چنین آموزگاری از آنجا مرز میان نیک و بد فرهنگ خویش را نمیشناسد، آموزه های خود را آمیخته با نوش و نیش و نیک و بد به خورد شنوندگان خواهد سپرد. آموزهایی که پیام آور نیستی و مرگ فرهنگند.

3. «”آموزگار بد”، (دوش سس تیش)، پیام راستین را برمیگرداند، با گفتارش شیوه ی درست و خرد زندگی را تباه میسازد و نیروی گران بهای نبکِ اندیشه را از آدمی دور میکند. بدین وسیله با گفتارم که سرچشمه مینویی و اخلاقی دارد، ای مزدا و ای اشا از رفتار آموزگار بد دادخواهی میکنم (یسنا: هات 32 بند 9؛ گاتاهای دکتر آبتین ساسانفر)»

«چنین راهنمای هرزه گو و ویرانگری هرگز از یاد مردم بهره مند نخواهد شد (یسنا؛ هات 31 بند 10)»

این “واپسین آموزگار” که آگاهانه با فرهنگ خود میستیزد از یکهزار دشمن جنگ افزار بدست، ویرانگرتر است.

اگر دشمن از بیرون یورش می آورد و “آشکاره ها” را نابود میسازد، چنین بد اندیشی، ریشه ها را از درون ویران میکند. بزرگترین کارخانه ی نابودی توانمندیها، آیین آموزش نادرست است (اُرُد بزرگ)

آموزگاری، عشق است. چنین جایگاهی بدست غیر مباد (اُرُد بزرگ)

چه اگر نادانسته، پایگاه آموزش را به دستان اهریمنی چنین آموزگارانی نهیم، آنگاه است که:

«این مرد بد نهاد آموزشها و سخنان درست را بر میگرداند و میکیبد [تحریف میکند]. هم اوست که کشتزارها را ویران میکند و بر روی مرد پارسا جنگ افزار میکشد (یسنا؛ هات 32 بند 10)»

_________________
http://orod.123.st
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u5
ناهید
پشتوانه انجمن
پشتوانه انجمن
avatar

الحمل الخنزير
تعداد پستها : 317
امتیاز : 73479
سپاسگذاری از ایشان : 1651
تاریخ تولد : 1995-04-02
سن : 22

پستعنوان: رد: آموزگار در فلسفه حکیم ارد بزرگ   11.03.15 7:51

لذت بردم ممنون Sad Sad

_________________
Sad  Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u9
 
آموزگار در فلسفه حکیم ارد بزرگ
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
خردمندی ، آزادگی و مهربانی :: گفتگوهای اعضای انجمن :: درباره پدر فلسفه جدید-
پرش به: