حکیم ارد بزرگ را به خردمندی ، آزادگی و مهربانی می شناسیم با اندیشه اش از دهلیزهای تنگ نادانی عبور می کنیم و به جهان روشنایی و نور و دانایی می پیوندیم.
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوثبت نامورود
ارد بزرگ
http://s7.picofile.com/file/8256088818/123_logo_.jpg
المواضيع الأخيرة
» کشور آزادگان
من طرف ناهید 08.04.18 9:47

» در پیج اینستاگرام الهام میرسلیمی قهرمان کونگ فو و تکواندو کشورمان
من طرف بهزاد شیرازی 06.11.16 10:01

» حکیم ارد بزرگ از زبان دیگران (سونیا سلیمانی)
من طرف sonia_solimani 13.07.16 6:24

» حکیم ارد بزرگ و اقیانوس پهناور اندیشه هایش
من طرف sonia_solimani 05.04.16 14:04

» هرمزگان 784 درصد و کرمان 330 درصد بیشترین افزایش بارش را نسبت به سال گذشته داشته‌اند.
من طرف روزبه 26.11.15 17:45

كساني كه Online هستند
در مجموع 2 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 2 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 88 و در تاريخ 05.10.16 12:36 بوده است.
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
بهزاد شیرازی
 
ناهید
 
والریا
 
نگار
 
shima
 
Bahman
 
mina
 
روزبه
 
سیروس
 
فرزانه
 
Affiliates

کمپین یک جمله به حکیم ارد بزرگ



شاطر | 
 

 میهن در فلسفه حکیم ارد بزرگ

اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
shima
یاور انجمن
یاور انجمن
avatar

الجدي القرد
تعداد پستها : 198
امتیاز : 75975
سپاسگذاری از ایشان : 1255
تاریخ تولد : 1993-01-05
سن : 25

پستعنوان: میهن در فلسفه حکیم ارد بزرگ   17.09.11 14:58

میهن در فلسفه حکیم ارد بزرگ


پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان

ارد بزرگ میگوید: راهی را که در زندگی برگزیده ایم میتواند برآیند بازخورد کنش دیگران، با ما باشد. پرسش این است:
آیا ما خویشتن خویشتنیم؟
و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟
این پرسشها را که پاسخ گفتیم، آزادی در ما بارور میشود و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن در چشمه وجودمان جاری میگردد

هر واکنش و کرداری که از آدمیان در گیتی سر میزند میتواند ریشه در دو گونه کنش متفاوت داشته باشد. یکی ریشه در خویشتن باوری یا به گفته ی ارد بزرگ “خویشتن خویشی”، دیگری ریشه در کنش دیگران با ما. خویشتن خویشی، گونه ای همریشگی و هم آوایی با آنچه از آن برآمده ایم است. “خویشتن خویشی” ریشه های خود را در می یابد و با نوزایی الگوی ریشه ای خود به بازآفرینی خود میپردازد. او را کاری با گفتار دیگران نیست چرا که به خویشتن و راهی که خویشتن در آن میپوید باور دارد. او در رده ی نخست کارآفرینی قرار میگیرد، ازین رو به تنها چیزی که می اندیشد آفرینش خود است. آزادی در او بارور است، زیرا زمانی برای اندیشیدن به آنچه میتواند او را سد کند، ندارد. این منتقدان بالای گود هستند که سدها و جلوبندها را میبینند، اما او یا راهی می یابد، یا راهی میسازد، ناپلئون میگوید: تاریخ جنگهای ایران و یونان را یونانیها نوشتند که گزافه گوییشان آشکار است. و این کنایه ایست پر معنا بدین چم: ایرانیانی که در گستره ی جنگ با جهان و خویشتن پویی بودند، در راهی که برگزیده بودند، هرگز زمان نوشتن آنچه در آن غرق بودند را نمی یافتند چراکه تاریخ را بزدلان مینویسند نه کارآفرینان. و اما دومین راه، برای آنانیست که کردارشان بازخوردی از کنش دیگران است. آنها هرگز ریشه هایی که از آن بر آمده اند را در نمی یابند. به همین شوند خویشتن باوری را گم کرده اند. اگر کسی با آنها برخورد بدی داشته باشد، پاسخ آنها گزیدن راهی در جهت خشنودی کردار بد آن کس است، نه به خود غریدن و تکیه چم آورانه بر راهی که در آن میپویند.

شاید بتوان “خویشتن خویشی” و “بازخورد کنشی” ایرانیان را در تاریخ ردیابی کرد. خودباوری جمعی و خویشتن خویشی ایرانیان به روزگاری بر میگردد که ایران در نمایش جهانی قدرت، پیشاپیش همه اسب میتازاند. مردمان اهوراکیش ایران، در آن زمان، چون پیادگان آستانه ی شطرنج بازیچه ی دست سرنوشت نیستند، بلکه یاوران ایزدی در پیروزی بر اهرمند؛ شاید هم «انا الحق»گویان در پی به دست آوردن آنچه حق خود میدانند، یعنی رسیدن به پایگاه ایزدی. بی شوند نیست که دو تن از شاهان ایرانی به آسمان میتازند، یکی جمشید و دیگری کاووس [کهکشان به وارون اندیشه ی همگان از ریشه ی "کاووسان" و "کایوسان" گرفته شده نه از "کاه کشان" ]
اما بازخورد کنشی ایرانیان از زمانی میآغازد که تن و روان ایران آماج یورشهای “شمشیر و تفکر” ترک و تازی و باختری قرارگرفته است. او با ریشه هایش فاصله گرفته است، و دیگر زایایی ندارد. برترین ویژگیهایش را بر سرش ویران ساخته اند. اوج و شیبش را نشیب وانمود کرده، زیباییهایش را زشتی به دیده اورده اند؛ و او هرگز دم بر نمیزند. تا اینکه روزی، فرزندش که بیش از پدر از خویشتن خویش دور افتاده است، میشورد و از او میپرسد: پدر! آیا ما خویشتن خویشتنیم؟ و آیا همواره باید پاسخگوی برخورد بد دیگران باشیم؟
- بله فرزندم. ما خویشتن خویشتنیم. اما آن باختری میگوید …..، آن تازی میگوید …… و سپس لکنت میگیرد و نمیتواند پاسخ دهد
اما لکنت پدر بهترین پاسخ برای فرزند است. پاسخ چیزی نیست جز این که پدر راه را اشتباه رفته است. لکنت پدر ناشی از درگیری درونی میان “خویشتن خویشتنش” با “بازخورد کنش دیگران” است.
در این میان فرزند راهی نو برمیگزیند؛ چرا که آزادی در او بارور شده است، او ریشه ی خود را درک کرده، و پس از آن آرمانی بزرگ همچون عشق به میهن [عشق به چیزی که از آن برآمده است] در چشمه هستیش روان میشود.
از آن پس، او برخورد بد خاور و باختر را به حساب بدکرداری و بد ریشگی خود آنها میگذارد نه بیچارگی و بیماری تن فرهنگی خود. او با آینه و آینک خود به آکهای خود مینگرد.

_________________
http://orod.123.st
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u5
ناهید
پشتوانه انجمن
پشتوانه انجمن
avatar

الحمل الخنزير
تعداد پستها : 318
امتیاز : 79839
سپاسگذاری از ایشان : 1651
تاریخ تولد : 1995-04-02
سن : 23

پستعنوان: رد: میهن در فلسفه حکیم ارد بزرگ   11.03.15 7:50

لذت بردم ممنون Sad Sad

_________________
Sad  Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u9
 
میهن در فلسفه حکیم ارد بزرگ
بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
پدر فلسفه جدید :: گفتگوهای اعضای انجمن :: درباره پدر فلسفه جدید-
پرش به: