جهان روشنایی و نور و دانایی
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوثبت نامورود
ارد بزرگ
http://s7.picofile.com/file/8256088818/123_logo_.jpg
المواضيع الأخيرة
» گزارش دو دیدار با بزرگترین فیلسوف جهان حکیم ارد بزرگ
من طرف بهزاد شیرازی 06.11.16 10:01

» حکیم ارد بزرگ از زبان دیگران (سونیا سلیمانی)
من طرف sonia_solimani 13.07.16 6:24

» حکیم ارد بزرگ و اقیانوس پهناور اندیشه هایش
من طرف sonia_solimani 05.04.16 14:04

» هرمزگان 784 درصد و کرمان 330 درصد بیشترین افزایش بارش را نسبت به سال گذشته داشته‌اند.
من طرف روزبه 26.11.15 17:45

» ناامیدی، هدیه دولت به سینماگران حامی اش
من طرف روزبه 24.11.15 19:45

كساني كه Online هستند
در مجموع 3 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 3 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 88 و در تاريخ 05.10.16 12:36 بوده است.
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
بهزاد شیرازی
 
ناهید
 
شهرزاد
 
نگار
 
shima
 
Bahman
 
mina
 
روزبه
 
سیروس
 
فرزانه
 
Affiliates

کمپین یک جمله به حکیم ارد بزرگ



شاطر | 
 

 حکیم فردوسی در فلسفه حکیم ارد بزرگ

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
shima
یاور انجمن
یاور انجمن


الجدي القرد
تعداد پستها : 198
امتیاز : 61575
سپاسگذاری از ایشان : 1255
تاریخ تولد : 1993-01-05
سن : 24

پستعنوان: حکیم فردوسی در فلسفه حکیم ارد بزرگ   17.09.11 14:48

فردوسی در فلسفه ارد بزرگ

پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان

ارد بزرگ میگوید: ایرانیان نیک نامی و پاکی تبار گذشتگان خویش را در شاهنامه فردوسی میبینند و در هر دودمانی که باشند بر آن راه خواهند بود.

کتاب گران سنگ شاهنامه، مهمترین دستاورد پیشینه ی کهن ماست .

چو این نامور نامه آید به بن / ز من روی گیتی شود پر سَخُن

نمیرم از این پس که من زنده ام / که تخم سخن را پراکنده ام

هر آنکس که دارد هُش و رای و دین / پس از مرگ بر من کند آفرین (حکیم ابوالقاسم فردوسی)

اندیشه، گفتار و کردار نیک، سه پیام بن مند و اساسی فرهنگ ایران است. فرهنگی پربار که بسیاری از شگفتیها، برای یکبار آنهم تنها در او رخ داده اند. یکی از این شگفتیها، پای گذاشتن حکیم ابوالقاسم فردوسی به آستانه ی گیتی و در ایران زمین است.

آنگاه که فردوسی چشم به جهان نگشوده بود، از آن رو بود که جهان را هنوز توان آن نبود که سراینده ای چون او بپروراند. او را فردوسی نامیده اند زیرا که به راستی فردوسِ برین جایگاهش بود. من به آن شاعری می اندیشم که نقد عمر بر کف نهاد و جوانی اش را برای پدید آوردنِ شاهکاری بزرگ سپری کرد. من میدانم که هشتمین بهشت جایگاه اوست (پرنسس بی بسکو – شاعر رومانیایی)

چند هزاره پس از آنکه اشو زرتشت در کتاب سترگ خویش اوستا “اندیشه ی نیک (هومَتَ)” را بر جهانیان آشکار کرد، فردوسی بزرگ در رزم نامه ی خود اندیشه ی نیکِ وخشورِ ایران زرتشت را به استوارترین شیوه در کالبد “گفتارِ نیک” (هوختَ) بازگو میکند.

آنچه کوروش کرد و دارا وآنچه زرتشتِ مِهین / زنده گشا از همت فردوسی با آفرین

شاهنامه هست بی اغراق قرآن عجم / رتبه ی دانای توسی رتبه ی پیغمبری (ملک الشعرای بهار)

استاد “مرتضی ثاقب فر” در کتاب “شاهنامه ی فردوسی و فلسفه تاریخ ایران” به بهترین شیوه پیوند میان شاهنامه با گفتار اشو زرتشت را میشکافد:

گذشته از نبوغ بی مانند خود فردوسی، کارکُنِشهایی چون زادگاه او، زمانه ی پرآشوب و اندیشه ساز او، دوری او از پایورزی دینی و بالاتر از همه اینها، خواست همه گیر قوم ایرانی همگی رشته کارکُنهای مهمی بودند که گِرد آمدند و نبوغ سخنسراس طوس را به میوه نشاندند و شاهنامه او را همچون گلزاری بهشتی به دامان قوم ایرانی افشاندند. شاهنامه فردوسی درباره ی چیستی خدا از همه کتابهای دینی پهلوی اندیشه اش به اندیشه ی “گاهانی” نزدیکتر است.

در شاهنامه مرگ خوار میشود، بزرگیها ستوده میشود و شادیها ارجمند خوانده میشوند. درین نیکونبشتار پاکی و راستیِ نژاد ایرانی آشکار میشود، چه آنکه نیاکانِ ما هرگز درازدست نبوده اند. آنچه را درست بوده آن را دوست داشته اند. در این میان ایرانیان دوران پس از وی که سده ها از روانِ ملی خود دور افتاده اند، خویشتن را با نیاکان بزرگ خود در همپیوندی میبینند. فردوسی در چنین زمانی باید میزیست، اما هرگز فرزند زمان خود نبود. او فراتر از زمان، با گذشتگان و کنونیان و آیندگان در پراکَنِش همیشگی است. در تن وی، روح ایران و ایرانی جایگزین روح آدمی میشود.

هیچ فردی هرگز بر وجدان یک نژاد فراگیرتر از فردوسی چیرگی نداشته است. هیچ چیرگی برای زمانی چنین دراز پایدار نمانده است. شاهنامه شوندهای بنیادین بزرگی را گِرد آورده و برای همیشه گسترانیده است. این رزم نامه دوره های پراکنده را هماهنگ، بهم پیوسته است و ارزش زندگی را به گونه ای شگفت سنجیده و به نسلهای پی در پی پویایی بخشیده است (آرتور پوپ – ایرانشناس آمریکایی)

پس از وی، ایران تا سده ها هرگز ایران نشد، اما فردوسی با جادوی سخن خویش توانست پیکره ی این کهن پهلوان زخمی را به یاد شکوه دیرینه اش زنده نگاه دارد تا در رستاخیزی دگر بتواند “دیو” ایران ستیز را در بند کند.

این شنیدستم که عیسا مرده ای را زنده کرد / مرده ای را زنده کرد و نام خود پاینده کرد

نیم گیتی شد مسخر از طریق دین او / شد جهان آینه دار چهره ی آیین او

وقف شد یکشنبه ها از بهر نام نیکِ او / روز و شب ناقوس ها گوینده ی تبریک او

گر حکیمی کرده ای را زنده سازد این چنین / بهر او تکریم و تعظیم است در روی زمین

بهر فردوسی چه باید کرد ک او از کار خویش / یعنی از نیروی طبع و معجز گفتار خویش

مرده فرزندان چندین قرن ایران زنده کرد / از لبِ آموی تا دریای عمان زنده کرد (میرزاده عشقی)

یکی از دلایلی که میتوان بر بزرگی همیشگی ایران آورد، سترگی کتاب شاهنامه است. همسان با چنین کتابی را در هیچ کجای جهان نمیتوان نمونه آورد. نه در خاور نه در باختر. ابن اثیر میگوید: این کتاب قرآن این ملت است و چنین چیزی در زبان عرب یافت نمیشود.

در شاهنامه تصویرهایی است که از دید زیبایی حتا ایلیاد و اودیسه نیز به پای آن نمیرسند… برای مردم روس بسنده است به رستم و سهراب اشاره شود. انسان در می یابد که این داستان شگفت انگیز و یگانه برای اروپای امروز بونده تر و پذیراتر از رزم نامه های یونانی است. برای ما روسها نیز این داستان با روانمان بیشتر سازگار میباشد. این داستان در سنجش با نبردهای ترویا و سرگذشت اُدیسه دارای نمایه های انسانی تر و مردمی تر است. نقش سهراب زیباتر و زمینی تر از آشیل میباشد. همانند گردآفرید از بن هستی ندارد. گُردآفرید دلپذیرتر و زیباتر از “نوزیک” است. حتا در نوشته های شکسپیر چنین زن دلیری را نمیتوان یافت. “دزدمنا” و نیز “جلیتا” در نیکویی و زیبایی با وی درخور همسان پنداری نیستند (چرنیشفسکی – ادیب روسیه)

شاهنامه ی فردوسی و “هانری نامه” ولتر را با هم بخوانیم تا تفاوت آنها را دریابیم. ناهمگونی چنان است که بخواهیم شکوه و گستره ی رود گنگ را با یکی از حوضچه های “وِرسای” بسنجیم (سِنت بوو – ادیب فرانسوی)

پیدایش چنین کتابی را هرگز نمیتوان زاییده ی پیشامد ناگهانی یا رویدادی بی پیشینه دانست. شاهنامه زاده ی ریشه های زاینده ی فرهنگ این مرز و بوم است، زاده ی پیشینه ای بزرگ و نام آور. همانگونه که همتای زرتشت و کوروش و داریوش و شاپور را در تاریخ باختر و خاور نداریم، همتای با فردوسی را نیز کسی نمیتوان آورد. اَبَرمردی از مایه ی نبوغ، پشتکار و روانی سرشار از بیکرانگی ها و در پیوند با بی زمانی.

شاهنامه حماسه ای است که هیچ ملتی نظیر آن را ندارد (آرتور نولدکه – پژوهشگر آلمانی)

فردوسی، شاه شاعران قدیم و جدید است، من که شاعرم، رعیت فردوسی هستم و شاه شاعران را باید بستایم (جمیل صدقی زهاوی نماینده ی کردتبار مجلس عراق 1313 خورشید)

بی گمان فردوسی، بزرگترین سراینده ی ایران و جهان به شمار میرود. هنوز هم باید درباره ی این ابرمرد و شاهکارش پژوهش و نگارش های بسیاری انجام گیرد (امید عطایی فرد که در این نوشتار از او بهره ها گرفتیم)

هیچ آفریده ای را یارای جواب شاهنامه نبوده و این معنی هدایت خدایی است در حق فردوسی (دولتشاه سمرقندی)

استاد م.ا. ندوشن چهار ویژگی برای شاهنامه بر میشمارد:

- سند قومیت و نسب نامه ی مردم ایران است

- چکیده ی تمدن و فرهنگ قوم ایرانی است

- شاهنامه یک کتاب انسانی است، نه تنها رزم نامه ی باشندگان ایران. بلکه رزم نامه ی بشرِ پوینده را میسراید که با سرنوشت قهار دست و پنجه نرم میکند

- شاهنامه یک اثر ادبی بی همتا است. زیبایی و ابهت گفتار فردوسی و بلندای اندیشه اش، کرانه ی توانایی بشر را در سخن گفتن مینماید

پیام آورانِ باورهای پست که بزرگترین دستاوردهای ایران را به ریشخند میگیرند در برابر شاهکار جادویی فردوسی لب فرو میبندند. چنین خوار تن مردمانی بسیار گفته اند که ایران در پیش از اسلام، سنت نوشتاری نداشته است، اوستا را نیز در زمان ساسانی به نوشتار در آورده اند. اما شاهکار فردوسی که جایگاهی بسیار فراتر از ایلیاد و اودیسه هومر دارد نشانه ایست بر فرهنگ نوشتاری هنگفتی از داستانها و روایات که اگر هم نسخه های کنونیشان که در دست ماست در دوران ساسانی به کاغد درآمده، کهن نسخه هاشان هرگز به دست ما نرسیده است تا بتوانیم با راستی و بی سویه گری درباره شان اندیشه کنیم.

آفرین بر روان فردوسی / آن همایون بهار فرخنده

او نه اوستاد و ما شاگرد / او خداوند بود و ما بنده (انوری)

_________________
http://orod.123.st
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u5
ناهید
پشتوانه انجمن
پشتوانه انجمن


الحمل الخنزير
تعداد پستها : 317
امتیاز : 65409
سپاسگذاری از ایشان : 1651
تاریخ تولد : 1995-04-02
سن : 21

پستعنوان: رد: حکیم فردوسی در فلسفه حکیم ارد بزرگ   11.03.15 7:47

لذت بردم ممنون Sad Sad

_________________
Sad  Shocked
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://orod.123.st/u9
 
حکیم فردوسی در فلسفه حکیم ارد بزرگ
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
خردمندی ، آزادگی و مهربانی :: گفتگوهای اعضای انجمن :: درباره پدر فلسفه جدید-
پرش به: